الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
194
الغدير ( فارسي )
تا آخر لفظى كه از آن دو ذكر شد . و سپس گويد : حافظ ذهبى گفته : اين حديث حسن است و تمام علماء اهل سنت بر آنچه ما گفتيم اتفاق نمودهاند . . سپس دربارهء آنچه كه از خطبهء غدير ( بعقيدهء او ) درست است گويد : و صحيح از جملهء آنچه ذكر كرديم نيز اين فراز از فرمودهء پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است : « الست اولى بكلّ مؤمن من نفسه » يعنى آيا من بهر مؤمنى اولى نيستم از خودش ؟ گفتند : آرى ، هستى . فرمود : همانا اين ( اشاره به على عليه السّلام ) مولاى كسى است كه من مولاى اويم ، بار خدايا ، دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكه را كه او را دشمن بدارد ، پس از اين گفتار عمر رضى اللَّه عنه او را ( على عليه السّلام را ) ملاقات كرد و گفت : گوارا باد تو را ، صبح و شام نمودى در حالى كه مولاى هر مرد و زن مؤمن هستى ، قسمتهاى صحيح و حسن پايان يافت و در آنچه ذكر شد چيزى از ساختهها و افتراآت مدّعى در ميان نيست تا آخر . . . تمام سخن او در مورد : سخنان پيرامون حديث ، خواهد آمد . 48 - شمس الدين مناوى ، شافعى ، متوفّاى 1031 در كتاب « فيض القدير » جلد 6 ص 218 گويد : چون ابو بكر و عمر اين را ( حديث الولايه ) شنيدند گفتند ( طبق آنچه كه دار قطنى از سعد بن ابى وقّاص روايت نموده ) : گرديدى اى پسر ابى طالب مولاى هر مرد و زن مؤمن . 49 - شيخ احمد ، با كثير مكى ، شافعى ، متوفّاى 1047 داستان تهنيت را در ( وسيلة المآل في عدّ مناقب الآل ) بلفظ براء بن عازب روايت نموده . 50 - ابو عبد اللَّه زرقانى ، مالكى ، متوفّاى 1122 در « شرح المواهب » جلد 7 صفحه 13 گويد : دار قطنى از سعد روايت نموده كه گفت : چون ابو بكر و عمر اين را شنيدند گفتند : گرديدى اى پسر ابى طالب مولاى هر مرد و زن مؤمن . 51 - حسام الدين بن محمّد با يزيد سهارنپورى داستان تهنيت را در ( مرافض الروافض ) بلفظى كه در ج 1 ص 228 گذشت ذكر نموده است . 52 - ميرزا محمّد بدخشانى داستان تهنيت را در دو كتاب خود ( مفتاح النجا في